یادداشت دانشجو

از رنجی که می‌بریم

ما هنوز در قرنطینه‌ایم. یعنی مادرم من را به زور در قرنطینه نگه‌داشته است. وگرنه سامان و علیرضا دارند در حیاط جولان می‌دهند. قرنطینه بسیار

سرماخوردگی؛ کمی بیشتر
یادداشت دانشجو

سرماخوردگی؛ کمی شدیدتر

امروز روز چهل‌وسوم قرنطینه است. نمی‌دانم تا چند باید بشمارم تا تمام شود. آن روزهای اول که حرف از کرونا بود، پیش خودمان فکر می‌کردیم

یادداشت دانشجو

وقتی همه خواب بودند

نمی‌دانم امروز چندمین روز قرنطینه است. شاید سی و چندم. طبق روال یک‌شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها باید هشت صبح سر کار باشم. امروز سه‌شنبه است و