سرهایی که به سقف می‌خورد

سرهایی که به سقف می‌خورد

ما زنان هروقت بخواهیم به هر راهی برویم، ابتدا باید خیلی بیشتر از مردان فکر کنیم آیا ما را در آن کار می‌پذیرند؟ آیا  می‌توانیم به جایگاهی در آنجا دست پیدا کنیم؟ نه این که بقیه افراد جامعه چنین دل‌مشغولی‌هایی نداشته باشند، بلکه این دل‌مشغولی‌ها برای زنان بسیار بیشتر است و زنان بیشتر از هر قشر دیگری  آن را با عمق وجود خود درک می‌کنند.

گویی حصاری نامریی دورتادور ما را فرا گرفته است و هر وقت که بخواهیم تنها اندکی از آن حصار دور شویم، زنگ‌ها به صدا در می‌آید و هرلحظه جنسیتمان را یادآوری می‌کند و آنقدر می‌گویند و می‌گویند تا خودت هم باورت می‌شود راهی که می روی به ناکجاآباد  است.

شاهد مثال این ناکجاآباد در محیط اطرافمان است؛ در گزارشی که مرکز  آمار ایران اعلام کرده است، از هر چهار زن دانش‌آموخته در ایران حداقل یک نفر بیکار است. به طوری که نرخ بیکاری زنان فارغ‌التحصیل دانشگاه ۲۵٫۳ درصد است و برای مردان این شاخص ۱۲٫۴ درصد اعلام شده است.

این همان است که در نظریه سقف شیشه‌ای آمده است. توفیق‌نیافتن زنان در دستیابی به سطوح عالی مدیریت را در اصطلاح «سقف شیشه‌ای» می‌گویند.

یعنی زنان حتی اگر  به سطوح عالی تحصیل هم برسند در نهایت وقتی وارد سازمانی شوند، نمی‌توانند موفق به دستیابی به جایگاه‌های برتر شوند؛ زیرا همیشه موانعی نامریی بر سر  راه آنان وجود داشته است. اگر بخواهیم از دلایل به وجود آمدن سقف شیشه‌ای برای زنان جامعه بگوییم، یکی از آن‌ها ارزش‌گذاری بر کار زنان است؛ یعنی در یک سازمان، زنان و مردان در یک سطح باید کار کنند اما زن‌ها برای اینکه شایستگی خود را اثبات کنند باید عالی و حتی بیشتر از مردان کار کنند تا بلکه در حد مردان عادی آن سازمان در نظر گرفته شوند.

نکته دیگری که در علل به‌وجودآورنده سقف شیشه‌ای ذکر می‌شود، تضاد کار و خانواده است. بسیاری از زنان متاهل برای رسیدگی به خانه و فرزندان وقت کمتری برای سپری کردن در محل کار خود دارند و اگر در این شرایط ترفیع کاری و اضافه‌کاری در محل کار را به خانه ترجیح دهند، متهم به نداشتن مهر مادری و انجام ندادن وظایف زناشویی می‌شوند و این دوراهی شاید تا زمان بازنشستگی گریبان‌گیر آن‌ها باشد.

سقف شیشه‌ای حتی سایه خود را بر مراکز آموزشی هم انداخته است و بنابر گفته هدی غفاری، عضو هیئت علمی و مشاور رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در امور زنان و خانواده در آبان ۹۸ «در حال حاضر  ۴۲۵ عضو هیئت علمی مرد و ۱۰۷ عضو هیئت علمی زن مشغول به فعالیت هستند.»

پس حضور اندک زنان در جامعه و سطوح عالی سازمانی ربط مستقیمی به تلاش و بهره هوشی ندارد بلکه هزار و یک دلیل دارد؛ از مردسالاری تا موانع قانونی و عرفی و شرعی که حکایت هرکدام مثنوی هفتاد من است.

سخن مدیرمسئول / منتشرشده در شماره هفتم دوماهنامه «نویسا» / مهر و آبان ۱۳۹۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *